تبليغاتX
 (`*•.¸قصـــه عشــق¸.•*´)
 

محبت

ای سر چشمه ی محبت ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم


 

نوشته شده توسط پریسا در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 ساعت 12 موضوع | لینک ثابت


انتظار

 

از لحظه های افسرده تنهايی می گريزم و در ابتدای خيابان عشق

چشمان پر انتظارت را به دستان صميميت می دوزم

حالا تو آمده ای و تنهايی من از تپش حضور تو شکسته است

تو آمده ای و با آمدنت آرزوهايم راکه چونان پرنده ای درقفس نااميدی

زندانی بودند، پروازداده ای

ای آزاده بهارآلود

من زيباترين شعرعشق را از چشمان تو می خوانم

آمدنت بهانه ای شد برای اينکه مرواريد های کوچک اشکم را چون

دسته گلی برای تو بريزم و

نامت را در غزل های سبزم جاری کنم

ای زيباترين شعر عشق باآمدنت بهار می رويد و

فصل زيبای گل به شکوه عظمتت سجده می کند


 

نوشته شده توسط پریسا در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 17 موضوع | لینک ثابت


دهکده عشق

 

کاش در دهکده عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی یود
کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود
کاش به حرمت دلهای مسافر هر شب
روی شفاف تزین خاطره مهمانی بود
کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد
قرض می داد به ما هرچه پریشانی بود
کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم
رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود
مثل حافظ که پر از معجزه و الهامست
کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود
چه قدر شعر نوشتیم برای باران
غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود
کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها
دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود
کاش دل ها پر افسانه ی نیما می شد
و به یادش همه شب ماه چراغانی بود
کاش اسم همه دخترکان اینجا
نام گلهای پر از شبنم ایرانی بود
کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر
غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود
کاش دنیای دل ما شبی از این شبها
غرق هر چیز که می خواهی و می دانی بود
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم
 راز این شعر همین مصرع پایانی بود


 

نوشته شده توسط پریسا در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 8 موضوع | لینک ثابت


قلب شیشه ای

 

 

میـخوام یه قـصری بـسـازم*پنجره هـــــاش آبی بــاشه

من بـــاشم و تــو باشی و*یک شب مهتـــــابی باشه

امشب میـخوام از آســمون*یــاسـای خـوشبــو بچیـنـم

امشب میخوام عکس تو رو*تــو خــواب گلــها بـبـیـنـــم

کــاشکی بدونـی چشماتو*به صـد تــا دنیــا نمــی دم

یه مــوج گیـســوی تــو رو*به صد تـــا دریــا نمـی دم

کــاش تــو هوای عاشقی*همـیـشه پیـشـم بـمونـی

از تــو کــتــــاب زنــدگــی*حـرفــای رنـگــی بخـونـی

حـتـی اگــه دلـت نــخـواد*اســم تــو، تـــو قلب منه

چـهـره ی تـو یــادم مـیاد*وقتــی کـه بـــارون میزنه

امـشب میـخوام بـرای تو*یه فـال حـــافـظ بـگـیــرم

اگـر که خـوب در نـیـــومد*بـه احـتـرامــت بـمـیــــرم

امشب میخوام تو آسمون*عکس چشـات و بـکـشم

اگـــر نـگـــاهم نـکـنــــی*نـــاز نـــگـــاتــو بـکـشـم

می خوام تو رو قسم بدم*به جـون هر چی عـاشقه

به جون هرچی قلب صاف*رنـگ گــــــل شــقــایـقـه

یه وقـتـی که مـن نـبـودم*بـی خـبـر از اینـجـــا نـری

بـدون یــه خـــــدافـظـــی*پــر نـزنـی تـنـهـــا نــــری

وقتـی که اینـجـــا بمـونی*بـارون قـشــنگ و نم نمه

هـوای رفتـن کـه کـــنـی*مـرگ گــلای مـریـمـــــه

............................

مریم حیدر زاده

 

 


 

نوشته شده توسط پریسا در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 15 موضوع | لینک ثابت


جدیدترین عکس های نوال الزغبی

naval

naval

*بقیه عکسها را در ادامه مطلب ببینید:


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط پریسا در شنبه چهارم اسفند 1386 ساعت 12 موضوع | لینک ثابت


فردا روز دیگریست

 

هميشه زندگي اون طوري كه مي خواهيم نيست

گاهي اوقات اون چيزهايي رو كه ميخواهيم به دست نمي ياريم

هميشه اون ارامشي رو كه مي خواهيم نداريم

بعضي وقتها اون قدر تو مشكلات زندگي غرق مي شيم كه ديگه همه چيز

و همه كس رو از ياد مي بريم . حتي خودمون رو...

گاهي وقتها پيشامدهاي زندگي رو درك نمي كنيم

اون موقع ست كه مي بيني خواه ناخواه اسير زندگي هستي...

اون وقته كه اختيار زندگي دست ما نيست

و اين زندگيه كه ما رو به هر سمتي كه دلش بخواد مي كشونه...

تموم روز را به خيال يه لحظه ارامش شب ...مي گذروني

اما شب هم كه ميشه يه دم ارامش نداري ....فكر و خيال راحتت نمي ذاره

توي همين لحظه هاست كه احساس نياز مي كني

به يه همزبون

به يه همراه...

به يكي كه تو رو اونجوري كه هستي دركت بكنه

به يكي كه بتوني بهش تكيه كني

نياز داري به كسي كه بتوني در كنارش ارامش بگيري

يه هم نفس...

اما من فكر مي كنم كه جور ديگه اي هم ميشه زندگي رو گذروند

با اميد به فردا

هميشه اينو به خاطر داشته باش كه:

اگر چه امروز زندگي سخته .... اما فردا روز ديگر يست...

 


 

نوشته شده توسط پریسا در یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 8 موضوع | لینک ثابت


جمله های ارزشمند از انسانهای بزرگ

 

هیچ گاه برای آغاز دیر نیست ، همین بس که به خود بگویم این بار کار نا تمام را پایان می دهم . اُرد بزرگ



 انسان! خودت به یاری خود برخیز! . بتهوون

 

  گاهی بی رنگی از هر رنگی زیباتر و مفیدتر است. شاتو بریان

 

من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد ، زیرا فقط در این صورت است که هرچه پیرتر شدم در نظر شوهرم عزیزتر خواهم بود . آگاتا کریستین

 


برای ازدواج کردن بیش از جنگ رفتن شجاعت لازم است . کریستین

 

بقیه جمله ها رو در ادامه مطلب بخونین:


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط پریسا در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 14 موضوع | لینک ثابت


خوانندگان ایرانی

 

بقیه عکسها رو در ادامه مطلب ببینین:


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط پریسا در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 14 موضوع | لینک ثابت


دلتنگی

 

صادقانه به لحظه ها دل بستم...

تا روزی طعم شیرین با تو بودن را احساس کنم، به عقربه ها التماس کردم...

تا تندتر بر روی صفحه ساعت بچرخند، بلکه روز موعود زودتر فرا رسد...

تا در میعادگاهمان سرشار از عطر نگاه مهربانت شوم

 

 


 

نوشته شده توسط پریسا در دوشنبه سوم دی 1386 ساعت 15 موضوع | لینک ثابت


زندگی در 4 عکس...!


 

نوشته شده توسط پریسا در دوشنبه سوم دی 1386 ساعت 14 موضوع | لینک ثابت


عشق زمینی

 

وقتي گريبان عدم با دست خلقت مي دريد

وقتي ابد چشم تو را پيش از ازل مي آفريد

وقتي زمين ناز تو را در آسمان ها مي كشيد

وقتي عطش طعم تو را با اشك هايم مي چشيد

من عاشق چشمت شدم  نه عقل بود و نه دلي

چيزي نمي دانم از اين ديوانگي و عاقلي

يك آن شد اين عاشق شدن دنيا همان يك لحظه بود

آن دم كه چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

وقتي كه من عاشق شدم شيطان به نامم سجده كرد

آدم زميني تر شد و عالم به آدم سجده كرد

من بودم و چشمان تو نه آتشي و نه گلي

چيزي نمي دانم از اين ديوانگي و عاقلي


 

نوشته شده توسط پریسا در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 15 موضوع | لینک ثابت


عکسهای جدید نانسی

میتونین بقه عکسها رو در ادامه مطلب ببینین:


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط پریسا در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 ساعت 13 موضوع | لینک ثابت


ایا میدانستی که؟...

 

 

آیا میدانستی که زرافه تار صوتی ندارد و لال است و نمیتواند هیچ صدایی از خود در آورد

آیا میدانستی که موشهای صحرایی چنان سریع تكثیر پیدا میكنند ،كه در عرض هجده ماه دو موش صحرایی قادرند یك میلیون فرزند داشته باشند.

آیا میدانستی که جنین بعد از هفته هفدهم خواب هم میتواند ببیند.

آیا میدانستی که گربه و سگ هر كدام پنج گروه خونی دارند و انسان چهار گروه.

آیا میدانستی که روباهها همه چیز را خاكستری میبینند.

آیا میدانستی که اسبها در مقابل گاز اشك آور مصون اند.

آیا میدانستی که زرافه ایستاده وضع حمل می‌كند و نوزادش از فاصله 180 سانتی متری به زمین میافتد.

آیا میدانستی که 1300 كره زمین در سیاره مشتری جای می گیرد.

آیا میدانستی رود دجله به خلیج فارس میریزد.

آیا میدانستی که 85% گیاهان در اقیانوسها رشد میكنند.

آیا میدانستی که اولین تمبر جهان در سال 1840 در انگلستان به چاپ رسید

آیا میدانستی که سریعترین پرنده شاهین است و میتواند با سرعت 200 كیلومتر در ساعت پرواز کند


 

نوشته شده توسط پریسا در چهارشنبه هفتم آذر 1386 ساعت 15 موضوع | لینک ثابت


چه جوری و در چه جهتی امضاء میکنین؟!!!

 

 

**کساني که به طرف عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند، انسانهاي منطقي هستند.

**کساني که بر عکس عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند، دير منطق را قبول مي کنند و معمولاً غير منطقي هستند.

**کساني که از خطوط عمودي استفاده مي کنند لجاجت و پافشاري در امور دارند.

** کساني که از خطوط افقي استفاده مي کنند انسانهاي منظمي هستند.

**کساني که با فشارامضاء مي کنند، در کودکي سختي کشيده اند.

**کساني که پيچيده امضاء مي کنند آدمهاي شکاکي هستند.

**کساني که در امضاي خود اسم و فاميل مي نويسند خودشان را در فاميل برتر مي دانند.

**کساني که در امضاي خود فاميل مي نويسند داراي منزلت هستند.

**کساني که اسمشان را مي نويسند و روي اسمشان خط ميزنند احتمالاً شخصيت خود را نشناخته اند.

**کساني که به حالت دايره و بيضي امضاء مي کنند، کساني هستند که

مي خواهند به قله برسند.

 


 

نوشته شده توسط پریسا در چهارشنبه هفتم آذر 1386 ساعت 14 موضوع | لینک ثابت


اس ام اس

 

 

ميان بيگانگي و يگانگي هزار خانه است آنکس که غريب نيست شايد که دوست نباشد


شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتي اما حال که به آن دعوت شده اي تا مي تواني زيبا برقص


خوب سوال نمودن نصف علم و دانش است


مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه: دوستت دارم


کسي نمي تواند درکي از خود، از جهان، از کارآمدي داشته باشد، مگر به آرامش باطني رسيده باشد. (وين داير)


اگر روزي كسي از من بپرسد كه ديگر قصدت از اين زندگي چيست بدو گويم كه چون مي ترسم از مرگ مرا راهي به غير از زندگي نيست


برنده مي گويد: مشکل است، اما ممکن. بازنده مي گويد: ممکن است، اما مشکل!


تنها ستاره ي خيالي من، تو را در کدامين شب بجويم وقتي که هر شب بي تو بودن را به وسعت گريه در مي يابم


طبق قانون بقاي شادي هيچ شادي از بين نميره؛ بلكه فقط از دلي به دلي ديگه جابه جا مي‌شه


اگر خاموش بنشيني تا ديگران به سخنت آورند، بهتر از آنست كه سخن بگويي و خاموشت كنند


تا حالا فكر كردي كه چرا بعضي وقتها زمين مي خوريم؟ از بد شانسيمون نيست، طبيعت ميخواد به ما ياد بده كه چطور دوباره بلند بشيم (هيتلر)


خوشبختي به كساني روي مي آورد كه براي خوشبخت كردن ديگران مي كوشند


طلا را به وسيله آتش......زن را به وسيله طلا ........و مرد را به وسيله زن امتحان کنيد.(فيثاغورس)


انقدر آرزوهايم را به گور بردم كه ديگه جايي براي جسدم نيست!

 


وقتي به دنيا اومدي، تو تنها كسي بودي كه گريه ميكردي و بقيه مي خنديدن. سعي كن يه جوري زندگي كني كه وقتي رفتي، تنها تو بخندي و بقيه گريه كنن.


هيچکس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه... ولي حداقل مي تونه يادش بده که وقتي شکست لبه تيزش دست اوني رو که شکستتش نبره.


دوستي يه حادثه و جدايي قانون است. بيا حادثه آفرين و قانون شکن باشيم


عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه.


آدم ها شوخي شوخي به گنجشکها سنگ مي زنند... و گنجشکها جدي جدي مي ميرند... آدمها شوخي شوخي زخم مي زنند... و قلبها جدي جدي مي شکنند... و تو شوخي شوخي لبخند مي زني... و من جدي جدي عاشق ميشم.


زندگي تفسير سه کلمه است : خندیدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن.


زندگي 2 چيز به من آموخت: آرزوي مرگ و مرگ آرزو.


براي هزارمين بار پرسيد: تاحالا شده من دلت رو بشکنم؟ منم براي هزارمين بار به دروغ گوفتم: نه. هيچ وقت... تا مبدا دلش بشکنه.


خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد.


دوستت داشتم... يادت هست؟ گفتم دوستت دارم... و تو گفتي کوچکي براي دوست داشتن رفتم تا بزرگ شوم...اما انقدر بزرک شدم که يادم رفت دوستت دارم


دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن. دنبال دارايي نرو چون كه افول مي كنه . دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني چون با لبخند مي شه يه روز تيره رو روشن كرد


انسان ها دو دسته اند: آن هايي که بيدارند در تاريکي و آن هايي که خوابند در روشنايي


وقتي عاشق مي‌شيم تلاش مي‌کنيم چارديواري آدما رو بشکنيم بريم تو. يادمون ميره، چيزي که عاشقش شديم همون چهارتا ديوار بوده، نه آدم توش


کوچک ترين انسانها کساني هستند که براي بدست آوردن ديگران ، خود را هم عقيده و هم فکر با او نشان دهند


به او گفتم غمگين ترين ترانه را برايم بخوان چشمهايش را بست و آرام آرام گريست


آنچه کرم ابريشم، تا پايان دنيا مي‌پندارد، در نظر پروانه، اغاز زندگيست


اگر كتاب زندگي چاپ دوم مي داشت هرگز نمي گذاشتم كه اينقدر غلط چاپي داشته باشد


بر سنگ قبر من بنويسيد خسته بود اهل زمين نبود نمازش شكسته بود برسنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تنها از اين نظر كه سراپا شكسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد پاك بود چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر تيشه و تبر دسته


مواظب افکارت باش آنها تبديل به کلمات مي شوند. مواظب کلماتت باش آنها اعمالت مي شوند. مواظب اعمالت باش آنها عاداتت مي شوند. مواظب عاداتت باش آنها شخصيتت مي شوند. مواظب شخصيتت باش آن سرنوشتت مي شود


زندگي گل سرخئ است که گلبرگهايش خيالي وخارهايش واقعي است


بجاي دسته گلي که فردا در قبرم نثار مي کني امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن به جاي سيل اشکي که فردا بر مزارم مي ريزي امروز با تبسمي شادم کن به جاي متن هاي تسليت که فردا برايم مي نويسي امروز با يک پيغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو نياز دارم نه فردا


بعضي كلمات همانند سكه بر اثر زيادي استعمال ساييده مي‌شوند و نقش و نگارشان محو مي‌شود، آزادي هم يكي از اين كلمات است


مثل خردمندان فکر کنید اما با مردم به زبان خودشان حرف بزنید.(ویلیام بولریتس)


عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود و او هیچ وقت نداند که چرا خیس نشد


بهترين ثروتها ترك آرزو است. (امام علي)


زندگي نه آنقدر شيرين و مرگ نه آنقدر تلخ است كه انسان شرافتش را به آن بفروشد


انسان هيچ وقت بيشتر از آن موقع خود را گول نميزند كه خيال ميكند ديگران را فريب داده است


افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم


ميدونی چرا وقتی تو چشم‌هاي کسی نگاه ميکنی بيشتر دوستش داری؟ چون خودت رو توش ميبينی!!


روزي دروغ به حقيقت گفت: مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم؟ حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد. آن دو با هم به کنار ساحل رفتند، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد. دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت. از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است، اما دروغ درلبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود


بازي عشق اين بود که من بشمارم و تو قايم شوي به همان رسم هاي قديمي کودکانه (قايم باشک) هنوز نشمرده بودم که رفتي و چنان ناپيداکه براي هميشه بدنبالت سرگردان و آواره شدم لعنت به اين بازي بچه گانه لعنت


به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است


 

نوشته شده توسط پریسا در یکشنبه بیستم آبان 1386 ساعت 12 موضوع | لینک ثابت


جرم عاشقی

 

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
مدتی هست که هر شب، به تو می اندیشم
شبحی چند شب است، آفت جانم شده است
اول اسم کسی ورد زبانم شده است
در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است
یک نفر ساده، چنان ساده که از ساده گی اش
می توان یک شبه پی برد به دلدادگی اش
یک نفر سبز،چنان سبز که از سرسبزی اش
می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش
آی یکرنگ ترازآینه یک لحظه بایست
راستی این شبحه، هر شبه تصویر تو نیست
اگر این حادثه ی هر شبه تصویر تو نیست؟
پس چرا رنگ تو و آینه ،این قد یکی ست؟
حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
عاشقی جرم قشنگی ست به انکار مکوش


 

نوشته شده توسط پریسا در شنبه نوزدهم آبان 1386 ساعت 11 موضوع | لینک ثابت


خوانندگان ترک و عرب

 

برای مشاهده بقیه عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنین.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط پریسا در سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 14 موضوع | لینک ثابت


دلدار

 

دل من یه قفله، دست تو مثل کلیده

می خوام از تو بنویسم کاغذام همش سفیده

یه سوال عاشقونه بگه هر کسی می دونه

      اونکه دل دادم به دستش چرا دل به من نمی ده

چه قدر دعا کنم من خدا رو صدا کنم من

دست من به آسمونه نیمه شب دم سپیده

گفتم از عشق تو می خوام سر بزارم به بیابون

گفت تو عاقل تر از اینی این کارا از تو بعیده

التماس کردم که یک شب لااقل بیا تو خوابم

گفت که هذیونو تموم کن انگاری تبت شدیده


 

نوشته شده توسط پریسا در یکشنبه ششم آبان 1386 ساعت 14 موضوع | لینک ثابت


لباس عروس ایرانی

برای مشاهده بقیه عکسها روی ادامه مطلب کلیک کنین.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط پریسا در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 10 موضوع | لینک ثابت


نگین عشق

 

تو برام تنهاتريني. تو برام قشنگتريني. تو نگيني. تو نگيني روي انگشتر قلبم. كاش ميشد تو دام چشمهات اسير هميشه بودم. كاش ميشد منو ميديدي كه برات دارم مي ميرم. نميخوام بي تو بمونم، چون ديگه چيزي ندارم. كاش مي شد گلهاي عشقم يه گلستاني مي ساختند. من ميون دشت گلهام، تو بالا خورشيد، روزهام كاش مي شد. چشمهاي پاكت، ماه شبهاي دلم بود، ديگه قصه اي ندارم، چون حالا من تو رو دارم. واسه دوست داشتن چشمهات، واسه اون ناز نگاهت، به شكار شب وروزم باشه، اشكالي نداره، بذار از عشقت بسوزم.


 

نوشته شده توسط پریسا در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 ساعت 11 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting